اهداف داعیان و مبلغان الی الله از کتاب قطره ای از اقیانوس(دهواری)
اهداف داعیان و مبلغان الی الله
جهالت و گمراهی انسانها در قرون گذشته باعث شده بود تا ناهنجاریهای فراوانی از قبیل قتل و غارت و فساد و تباهی و تخاصم و تهاجم و ظلم و ستم در آن جوامع رواج پیدا کند و ظالمان و سرکشان هر قوم برای بقای حکومت و ادامه حیات خویش انسانهای ضعیف را به عناوین مختلف تحت سیطره و سلطه خود درمیآوردند. از آنجا که انسان فطرتا موجودی خدایی است لذا آنها با انگشت گذاشتن به این موضوع و معرفی خدایان دروغین و ساختگی مردم جاهل را اسیر اینگونه خرافات کرده و بر آنها حکومت می کردند. به همین دلیل اولین مخافان سرسخت پیامبران در هر جامعه کسانی بودند که با قبول دعوت پیامبران منافشان در خطر می افتاد و سیطره حکومت و اقتدار آنها به زوال می انجامید و باعث می شد تا مردم از خدایان ساختگی آنها دشت کشیده به خدای یکتا ایمان باورند .
از آنجا که مبعوث کننده تمامی پیامبران الله سبحانه و تعالی است و سرچشمه نزول وحی کسی نیست بجز الله قادر متعال می توان نتیجه گرفت که اهداف تمام آنها یکی است و آن هدف چیزی نیست مگر پرستش الله یگانه و احد و ایمان به اینکه غیر از او الهی نیست .
{وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ } يس - 61
« و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست »
{إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي }طه - 14
« منم من خدايى كه جز من خدايى نيست پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار »
خداوند در قرون قبل از اسلام برای هر قوم یک یا چند پیامبر بطور همزمان مبعوث کرده بودند مانند حضرت ابراهیم (ع) و حضرت لوط (ع) و بطور معمول هر پیامبر از میان قوم خودش بود :
{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً ...} النحل – 36
« وما بر هرقوم و امتي پيامبري فرستاديم ... »
پيامبراني كه همزمان و هم مكان و هم لسان قوم خويش بودند و گاها ايشان را برادر آن قوم معرفي مي فرمايند :
{وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً} الاعراف - 73 و هود - 61 و النمل- 45
« وبراي قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم »
{وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً} الاعراف - 65 و هود - 50
« وبراي قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم »
{إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ } الشعراء - 124
« انگاه كه برادرشان هود گفت آيا متقي نميشويد »
خداوند در قرآن كريم قول هدف اسلام از تبليغ را چنين بيان مي فرمايد:
( دعوت به پرستش الله و پرهيز از طاغوت )
همانگونه که عرض شد هدف مشترک تمام انبیا و رسولان تبلیغ ادیان الهی و بطلان رسومات و خرافات ساختگی بشر بوده است و خداوند متعال در کلام پاک خویش بارها و بارها به آن اشاره فرمودند:
{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ } النحل - 36
« و در حقيقت در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است »
{وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ } الزمر-17
«و آنان كه خود را از طاغوت به دور مىدارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشتهاند آنان را مژده باد پس بشارت ده به آن بندگان من »
{أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلًا بَعِيدًا } الانعام - 60
« آيا نديدهاى كسانى را كه مىپندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و [به] آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان آوردهاند [با اين همه] مىخواهند داورى ميان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنكه قطعا فرمان يافتهاند كه بدان كفر ورزند و[لى] شيطان مىخواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد »
{قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ } الاعراف - 60
« بگو آيا شما را به بدتر از [صاحبان] اين كيفر در پيشگاه خدا خبر دهم همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده و آنانكه طاغوت را پرستش كردهاند اينانند كه از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراهترند »
( دعوت به عبادت خالصانه الله و دوري از شرك )
همه پيامبران در تبلیغات خود فقط و فقط صفات خدا را بیان مي كردند و مردم را به پرستش الله يگانه دعوت مي كردند بدون هر گونه شرك و واسطه . شيوه و سنت رسول الله نيز چنين بود چرا كه اگر قرار بود واسطه اي در كار باشد ايشان در مناجات و راز ونیاز خویش حتما جد بزرگوارش حضرت ابراهيم خليل و پس از آن خودش را معرفي و به مردم مي فرمود كه براي رسيدن به الله به ما متوسل شويد در حاليكه همه ما مي دانيم كه قول تمام انبياء پرستش الله يگانه بدون هر گونه واسطه و شريك بوده :
{نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ } المؤمنون – 23
« و به يقين نوح را به سوى قومش فرستاديم پس [به آنان] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد شما را جز او خدايى نيست مگر پروا نداريد »
{شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ ...} الأعراف - 85
« و به سوى [مردم] مدين برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد كه براى شما هيچ معبودى جز او نيست ...»
{هُوداً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ ...} هود - 50
« و به سوى [قوم] عاد برادرشان هود را [فرستاديم هود] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد جز او هيچ معبودى براى شما نيست ... »
{صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ...}هود61
« به سوى [قوم] ثمود برادرشان صالح را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد براى شما هيچ معبودى جز او نيست... »
و از همه مهمتر رمز و كلمه ورود به اسلام و مسلمانيت بيانگر همين مطلب است:
{ اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ... }
« شهادت مي دهم كه نيست الهي بغير از الله واحد و يگانه كه شريكي ندارد و...»
داعي الي الله بايستي مخلص باشد و مخلصانه مردم را دعوت دهد به اينكه :
۱) الله حاضري :
- اي مردم در هر حال الله حاضر و آماده استجابت دعا و نيايش شماست و فاصله بين او و شما نيست !
{ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ... } البقره - 186
« و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مىکنم ... »
- بلكه از رگ گردن به شما نزديك تر است و شما را می بیند زنهار که در مقابل او گناه و معصیت نکنید !
{ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ }
« و ما انسان را آفريدهايم و مىدانيم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم »
- پس فقط و فقط او را نيايش و ستايش كنيد و اگر حاجتي داريد پاك و مطهر با نماز و ذكر و دعا از او كمك بطلبيد
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ } البقره – 153
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد از من با شكيبايى و نماز يارى جوييد زيرا خدا با صابرین است »
{ وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ } البقره - 45
« از من با شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان »
اگر ادعای مسلمانی دارید و نماز می خوانید پس چرا موقع گرفتاری و مشکل به غیر از من رجوع می کنید ؟
مگر در نمازهای پنجگانه نمی گویید { إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ } ؟
* الله ناظري :
گرچه شما او را نمي بينيد و لي بدانيد كه او شما را در هر حالتي مي بيند و اعمال و رفتار و گفتار شما را زير نظر دارد و او از هر کس و هر چیز به شما نزدیکتر است
{ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ }
« و ما به او [محتضر] از شما نزديكتريم ولى نمىبينيد »
* الله شاهدي :
- هم خودش شاهد و گواه بر اعمالتان است
{فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ}
« و گواهى خدا ميان ما و ميان شما بس است به راستى ما از عبادت شما بىخبر بوديم »
{ قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا} الاسرا - 96
« بگو ميان من و شما گواه بودن خدا كافى است چرا كه او همواره به [حال] بندگانش آگاه بينا است »
- و هم گواهاني بر شما گماشته هم در دنیا و هم در آخرت
{ وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ - و قطعا بر شما نگهبانانى [گماشته شده]اند }
{ كِرَامًا كَاتِبِينَ - فرشتگانی كه نويسندگان [اعمال شما] هستند }
{ يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ - آنچه را مىكنيد مىدانند }
{ وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ...}
« و از ميان هر امتى گواهى بيرون مىكشيم ... »
{ وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء ...}
« و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم و تو را [هم] بر اين [امت] گواه آوريم ... »
الله ناصري :
يار و ياور شما در هر زمان و هر مكان فقط الله است و زمانيكه الله هست از غيرالله چرا ؟ ملا و پير و غوس و جادو و جنبل چرا ؟ .
و مبارك باد بر داعيان الي الله كه خداوند ضامن آنهاست و حتما آنها را ياري مي كند اگر با اخلاص دين خدا را ياري كنند { ان تنصرالله ينصركم } )
الله معي :
داعي الي الله بايد خود را از الله و الله را از خود بداند و در هر حال فكر كند كه كسي با اوست و قطعا چنين است چرا كه الله مي فرمايد من بين قلب شخص و خود شخص قرار دارم {يحول بين المرء و قلبه} - و قلبي كه بياد خدا باشد يعني با خداست و اين رابطه دو طرفه است .
( بیان صفات خداوند و ایمان به آن صفات )
يك مسلمان مخلص و واقعي زمانيكه كلمه توحید را بزبان جاري مي كند همزمان با زبان بايستي باطنا و با حضور قلب و بلكه با تمام وجود خودش را متوجه آن ذات يگانه كرده و با حالتي اين كلمه را بيان كند كه انگار تمام اعضاي بدنش با زبان او همصدا شده و فرياد مي زنند كه :
- غير تو همه مخلوقند و خالق تويي :
{اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ...} الزمر – 62 « خدا آفريدگار هر چيزى است ...»
{ وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء ... - و خداست كه هر جنبندهاى را از آب آفريد }
{ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء - خدا هر چه بخواهد مىآفريند }
{إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ - در حقيقتخدا بر هر چيزى تواناست } النور - 45
{ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا ...} سجده - 4
« خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه مابین آنهاست را آفرید ...»
- غنی و بی نیاز تویی و همه فقیر و محتاج به تو :
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ - اى مردم شما به خدا نيازمنديد }
{وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ - و خداست كه بىنياز ستوده است } فاطر - 15
{لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... - كليدهاى(گنج) آسمانها و زمين از آن اوست } الزمر - 63
{وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ} ابراهیم - 8
« و موسى گفت اگر شما و هر كه در روى زمين است همگى كافر شويد بىگمان خدا بىنياز ستوده[صفات] است »
- رازق و رزق دهنده تویی و همه موجودات مرزوق تو اند :
{... هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ } فاطر – 3
«... آيا غير از خدا آفريدگارى است كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد خدايى جز او نيست پس چگونه [از حق] انحراف مىيابيد »
{وَكَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ }
«و چه بسيار جاندارانى كه نمىتوانند متحمل روزى خود شوند خداست كه آنها و شما را روزى مىدهد و اوستشنواى دانا »
{ وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا ...}
« و هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر [اينكه] روزيش بر عهده خداست ...»
- خالق و رازق و کشنده و زنده کننده و تدبیر کننده امور فقط و فقط الله است و کسی دیگر در کار او شریک نیست :
{ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ - خدا همان كسى است كه شما را آفريد }
{ ثُمَّ رَزَقَكُمْ - سپس به شما روزى بخشيد }
{ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ - آنگاه شما را مىميراند }
{ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ - پس از آن زنده مىگرداند }
{ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَلِكُم مِّن شَيْءٍ -
آيا در ميان شريكان شما كسى هست كه كارى از اين [قبيل] كند}
{ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ – منزه است او و برتر است از آنچه شريك مىگردانند }
- شفاعت کننده تو هستی و كسي را جرات شفاعت نزد تو نباشد مگر به اذن و اراده تو :
{... مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ } سجده - 4
« براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمىگيريد »
{.. مَامِن شَفِيعٍ إِلاَّمِن بَعْدِإِذْنِهِ..-.. شفاعتگرى نیست مگر پس ازاذن او.}یونس–3
{ وَاتَّقُواْ يَوْمًا لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ } البقره - 48
« و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمىكند و نه از او شفاعتى پذيرفته و نه به جاى وى بدلى گرفته مىشود و نه يارى خواهند شد »
{ وَاتَّقُواْ يَوْمًا لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ } البقره – 123
« بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمىكند و نه بدل و بلاگردانى از وى پذيرفته شود و نه او را ميانجيگرى سودمند افتد و نه يارى خواهند شد »
{ فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ - از اين رو شفاعتشفاعتكنندگان به حال آنها سودى نمىبخشد }
{ قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ... - بگو شفاعتيكسره از آن خداست } الزمر - 39
- غير تو همه فاني اند
{} كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ - هر چه بر [زمين] است فانىشونده است } الرحمن - 26
- و ماندگار تويي ( ويبقي وجه ربك ) .
{ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ - و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند } الرحمن - 27
( اجابت از دعوت خدا و رسول )
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ ...}الأنفال24
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مىبخشد آنان را اجابت كنيد ...»
{مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ... }المائدة117
« جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى] به آنان نگفتم [گفتهام] كه خدا پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد... »
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ }البقرة21
« اى مردم پروردگارتان را كه شما و كسانى را كه پيش از شما بودهاند آفريده است پرستش كنيد باشد كه به تقوا گراييد »
{إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَـذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ }آل عمران51
« در حقيقتخداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد [كه ] راه راست اين است »
{إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ }الأنبياء92
« اين است امتشما كه امتى يگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستيد »